محمدتقى نورى

93

اشرف التواريخ ( فارسي )

ضرب قلعه كوب مسخّر فرمودند « 1 » و سه برج متّصل هم در تيررس دروازه ارگ كهنه ساخته بودند كه بين البروج غلّه و حبوبات و فاليز بسيار زراعت جمع كرده بودند . « 2 » از هربرج چند نفر تفنگچى « 3 » بودند كه به محافظت غلّه و فاليز ( 36 الف ) قيام مىنمودند ، راى جهان‌آراى شهزادهء « 4 » مظفرلوا به تخريب بروج ثلاثه و تصرف آنها قرار گرفته ، با توپخانه به سر آن « 5 » بروج تشريف برده ، همّت بر تسخير آن گماشتند . نادر ميرزا مضطرب شده توپ بر فراز « 6 » برج شهر كشيد . « 7 » تا اينكه افواج منصوره « 8 » در محاذى قلعه كه تير و تفنگ « 9 » مىرسيد ايستاده بودند ، چندين نوبت توپ انداخته بود كه يكى به اسب و آدم نرسيد و هرچه سعى كرد كه سلك جمعيّت افواج قاهره را به ضرب گلولهء توپ متفرّق سازند « 10 » ، چون حمايت « 11 » الهى نگهبان افواج منصوره بود ، « 12 » آسيبى نرسيده « 13 » ازين طرف حكم و الا به انداختن توپ صادر شده ، توپچيان چابك‌دست به يك ساعت بنياد آن بروج را از پا درآورده چند نفر از اهل بروج « 14 » از زخم گلولهء توپ مضمحل شده ، باقى تفنگچيان « 15 » سر خود را گرفته داخل شهر [ شدند ] و سواران از اطراف اسب‌ها را برانگيخته عرصهء گيرودار از طرفين گرم شد . « 16 » اما چون سواران شهرى از بيم جرأت از شهر و جدار دور شدن نداشتند « 17 » از بروج با توپ و تفنگ به مدافعه مىپرداختند و كوششى بلافايده مىنمودند . « 18 » چون مطلب انهدام بروج بود كه بالمرّه راه

--> ( 1 ) . مج : توپ قلعه‌كوب به غلبه و قهر مسخر نموده‌اند . ( 2 ) . مج : بين البروج غله بسيار جمع كرده و فاليز به عمل آورده . ( 3 ) . مج : تفنگچى كارى متمكن . ( 4 ) . مج : شاهزاده . ( 5 ) . مج : « آن » ندارد . ( 6 ) . مج : به سر . ( 7 ) . مج : كشيده . ( 8 ) . مج : منصور . ( 9 ) . مج : تير تفنگ . ( 10 ) . مج : از هم بپاشد . ( 11 ) . مج : درع حمايت . ( 12 ) . مج : منصور . ( 13 ) . مج : فايده بر آن مترتب نشده . ( 14 ) . مج : به يك ساعت آن بروج را به ضرب توپ از هم متلاشى و چند نفر در برج . ( 15 ) . مج : از آنجا بيرون آمده . ( 16 ) . مج : از اطراف به اسب‌اندازى مشغول شده ، از طرفين رد و بدلى اتفاق افتاد . ( 17 ) . مج : چون سوار شهر از بيم جرأت بيرون آمدن نداشتند . ( 18 ) . مج : كوشش بىفايده بود .